محمد معصوم البكري ( نامى )

178

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

ميرزا شاه حسن ( f . 132 b ) خبر نهضت همايون پادشاه بجانب اوچه شنيده بسرعت تمام به بهكر آمدند و امرا بمراسم استقبال استعجال نمودند . ميرزا شاه حسن در 24 محرم سنه 949 باندرون قلعه بهكر نزول نمودند ، و سلطان محمود خان را معاتب ساختند كه به چه تقريب غله ذخيرهء مرا تلف كردهء . ملا درويش محمد انباردار را در برابر خانهء سلطان محمود خان بدار كشيدند و مقدمان هر يك هاله و عمر شاه را در ميانهء دروازهء سكر پوست كندند . و بعد از توجه پادشاه همايون مردمى كه در لهرى مانده بودند به اطراف روى نهادند . ميرزا شاه حسن در اوايل ربيع الآخر بجانب سيوستان عزيمت نمودند ، و يك هفته در سيوستان نزول نموده ، شكست و ريخت قلعه را درست كرده ، چند روز در حوالىء سن گذرانيد . و چون خبر مراجعت همايون پادشاه شنيد بسرعت روانهء تهته شد . و چون عمركوت جاى برداشت لشكر نداشت ، ناچار راى امراى پادشاه بجانب سند قرار گرفت ، و در اندك زمانى به قصبهء جون رسيدند . و چون آن معموره بر كنار آب سند واقع شده « 1 » و در كثرت حدائق و انهار و لطافت فواكه ( f . 133 a ) و اثمار در بلاد سند امتياز داشت ، و بعضى مصالح ديگر نيز ضميمهء آن شده بود ، چند گاه در ظاهر قصبهء جون در ميان بساتين طرح اقامت اتفاق افتاده . ميرزا شاه حسن در برابر آن طرف آب با جمعيت خود فرود آمده اقامت نمود . و بعد از چند روز بموقف عرض پادشاه رسانيدند كه در بتوره قلعچه ايست مملو از غله و سائر اشياى معاش ، باندك توجه مىتوان بدست آورد . پادشاه شيخ على بيگ جلاير و اسن « 2 » تيمور سلطان را تعين فرمودند . ميرزا شاه حسن خبردار شده ميرزا عيسى ترخان را نامزد كرد . ميرزا عيسى

--> ( 1 ) م : « است » بجاى « شده » ( 2 ) ح : رئيس